بهطورمعمول شرکتهای بزرگ تولیدی در همه جای جهان یک سری شرکتهای جانبی خدماتی تحت عنوان شرکتهای اقماری تأسیس میکنند و سهام این شرکتها را به پرسنل و شاغلین یا بازنشستگان خود بهعنوان سهامداران اصلی واگذار کرده که راهبرد سیاستی برد- برد است هم برای شرکت و هم برای پرسنل آن.
وضعیت اقتصادی در کشور ما نیز بهگونهای است که فرد بازنشسته نمیتواند به استراحت بپردازد و بلافاصله باید به دنبال شغل دیگری باشد، چون درآمدش بهشدت کاهش پیدا میکند. در این شرایط بهجای اینکه این نیروها پراکنده و متفرق شوند شرکتهای اقماری این افراد را دورهم جمع میکنند و از توان و تخصص و تجربه آنها استفاده میکند، بنابراین برد شرکت اصلی این است که از دانش و تجربه متخصصین خود استفاده میکند، در شرایطی که ازنظر موانع قانونی و محدودیتها ممکن است که نتوان از این افراد بهطور مستقیم استفاده کرد و این شرکتهای اقماری مشکل را حل میکنند.
در این شرکتها فرزندان بازنشستگان نیز میتوانند مشغول به کار شوند و در این صورت هم شرکت اصلی از خدمات شرکتهای اقماری استفاده میکند و هم بازنشستگان و نیروهایی که به هر طریق از شرکت خودشان دور میشوند امکان استفاده از ظرفیت ایشان به وجود میآید.
در این مسیر هم این شرکت میتواند شرکت اصلی را پشتیبانی و خدمات موردنیاز آن را تأمین کند و هم منبع درآمد برای افرادی که در این شرکتها سهامدار هستند فراهم میکند. طبیعی است که این شرکتها میتوانند در فرادست و فرودست صنعت فولاد خدمات شایانی را ارائه دهند، این خدمات صرفا خدمات جانبی نیست، حتی در بخش تولید هم میتوانند فعالیت کنند. هلدینگ آتیه فولاد با همین نگاه تأسیس شد و سهامداران آن پرسنل فولاد مبارکه هستند که بخشی از آن را بازنشستگان و بخشی دیگر را نیروهای در حال کاری که دیر یا زود بازنشسته میشوند تشکیل میدهد. آتیه فولاد به عنوان بخش خصوصی اما با وابستگی مستقیم و غیرمستقیم که به فولاد دارد در زمینهها ی مرتبط با زنجیره فولادسرمایهگذاری میکند و فولاد مبارکه نیز از خدمات آن استفاده و بهرهبرداری میکند.
منتها این شرکتها شمشیر دو لبه هستند، همانطور که میتوانند مفید باشند میتوانند اگر ریلگذاری اولیه آنها انحراف داشته باشد از مسیر منحرف میشوند. چراکه شرکتها زمانی که در بورس عرضه میشوند بخشی از راهبردهای و سهامداران آنها تغییر میکند.
بورس ازجمله مواردی است که علیرغم همه محاسن و مزایایی که دارد، معایبی نیز خواهد داشت. زمانی که یک شرکت، بورسی میشود یعنی خریدوفروش سهامش در بازار سرمایه انجام میشود، به این شکل ترکیب سهامداران شرکت از 100 درصد کارکنان فولاد به مرور به غیر فولادیها واگذار میشود. چراکه بورس قوانین خودش را دارد و در شرکت سهامی عام هرکس میتواند سهام را خریدوفروش کند و نمیتوان محدودیتی برای این افراد گذاشت.
در مرحله افزایش سرمایه، برخی افراد و شرکتها افزایش سرمایههای سنگین میدهند و ممکن است سهامدار جزء و اندک که از پرسنل هست نتوانند در این افزایش سرمایه مشارکت کنند و سهامدار عمدهای بدون حق تقدم بیاید و سهام عمده شرکت را مالک شود و مدیریت شرکت از دست فولادیها خارج میشود و سهامدار عمده اختیار آن را دارد که طبق قانون تصمیمگیریهای اصلی را به دست گیرد که لازم است مراقب منافع زحمتکشان فولاد مبارکه باشیم.
درصورتیکه شرکت بهصورت صد در صد متعلق به کارکنان باشد، در واگذاری کارها به این شرکت از سوی هلدینگ ملاحظاتی انجام میشود و هلدینگ بهاصطلاح هوای این افراد را دارد و با این نگاه که این شرکتها متخصص هستند و کمک معیشتی به وابستگان میشود و منفعت آن در جیب کارکنان بازنشسته میرود و هیئتمدیره هم تلاش میکند که منافع این سهامداران را تأمین کند.
اگر این تصمیم برای آتیه فولاد وجود دارد که در بورس وارد شود، باید تبعات آن را بهدقت بررسی شود که آتیه فولاد که متعلق به پرسنل و بازنشستگان است در مسیر درستی قرار بگیرد.
نکته دیگری که در آتیه فولاد اتفاق افتاد خرید سهام این شرکت از سوی فولاد مبارکه بود که من شخصا موافق ورود شرکت فولاد مبارکه به این شرکت بهعنوان سهامدار نبودم، در هر حالتی شرکت فولاد مبارکه، شرکتی خصولتی است و بعضی از مسئولین معتقدند فولاد مبارکه دولتی است و در چنین شرایطی قوانین دولت همچون قانون محاسبات عمومی و نظارت و دیوان محاسبات باید روی آن حاکم شود، حتی اگر این مسئله را هم نبینیم به علت اینکه این شرکت سهام دولتی دارد سازمان بازرسی میتواند روی آن نظارت کند و هرکدام از اینها قوانین خودشان رادارند و در این شرایط دیگر نمیتوان به این شرکت بهعنوان یک شرکت خصوصی نگاه کرد و ممکن است برخی فعالیتهای آن مغایر با نظر دستگاههای نظارتی باشد، بنابراین ورود فولاد مبارکه بهعنوان سهامدار این محدودیتها را ایجاد میکند.
درهرصورت در شرکت فولاد مبارکه که شرکتهای زیادی در حال ارائه خدمت درزمینه تأمین قطعات، تعمیرات و تأمین مواد هستند، هلدینگ آتیه فولاد نیز باید نقشآفرینی بالایی داشته باشد و کار بگیرد و درآمد ایجاد کند و بازنشستگان از این مزایا منفعت ببرند، علاوه بر این کسانی که در فولاد مبارکه متخصص شدند، اما به هر دلیلی نمیتوانند به کار گرفته شوند در این شرکت از توان آنها استفاده میشود.
ازنظر من هلدینگ آتیه فولاد بهخوبی حرکت کرده و بهترین اقدام این شرکت تأسیس کارخانه ورق گالوانیزه تاراز بوده که این کار خیلی سریع و چابک اتفاق افتاد و علت آنهم این بود که تمامی فعالیتها در اختیار بخش خصوصی بود که میتوانستند خیلی سریع تصمیم بگیرند و سرمایهگذاری انجام شود و بدانند از کجا بخرند و چطور و با چه قیمتی بخرند. واقعیت این است که مشکل ما این است که در شرکتهایی که سیستمهای نظارتی در آنها حاکم میشود، گاهی وقتها پروژهها به خاطر الزام به رعایت تمامی قوانین و مقررات بهقدری طولانی میشوند که از انتفاع میافتند و این در حالی است که یک پروژه هرچقدر زودتر سرمایهگذاری در آن اتفاق بیفتد و به بازدهی رسد بهره بیشتری عاید سهامداران میشود و آتیه فولاد در این مورد بهخوبی عمل کرده است.
علاوه بر آن سایر شرکتهایی که در پاییندست فولاد مبارکه در خطوط برش و شکلگیری فعالیت میکنند شرکتهای خوبی هستند که در تجارت و صادرات به منطقه و اقلیم کردستان موفق عمل کردهاند.
درنهایت اینکه به نظرم آتیه فولاد شرکت موفقی بوده و بهخوبی عمل کرده و البته ویترین عملکرد هلدینگ نیز که صورتهای مالی و سود و زیان شرکت است این مورد را تأیید میکند که شرکتی که با سرمایهای شکلگرفته هماکنون ارزش سهام آن چندین برابر شده و این مورد افتخار است.