حسین کفعمی لادانی مدیر عامل اسبق هلدینگ آتیه فولاد
درباره تأسیس آتیه فولاد توضیح دهید اینکه بر اساس چه مأموریتی تأسیس شد؟ و تا به امروز چه خط سیری را طی کرد؟
آتیه فولاد از حدود 17 سال پیش شکل گرفت و هدف اصلیاش امکان سرمایهگذاری بازنشستگان بود که از این طریق بتوانند برای معیشت آیندهشان آوردهای داشته باشند. روند ارزشآفرینی شرکت هم به این طریق بود که ورقهایی که در فولاد بهعنوان ورق انباری وجود داشت و مورد استفاده خریداران اصلی و کسانی که تولیدات صنعتی انبوه در سطح کشور دارند، نبود از طریق تأسیس شرکتهای خدماتی توسط آتیه فولاد برش خورده، فرآوری شده و در اختیار تولیدکنندگان خرد قرار گیرد. در آن سال به مرور دفاتر خدماتی هم تشکیل شد و امروز 12 دفتر خدماتی در این هلدینگ فعال است. غیر از آتیه فولاد آن زمان گروه متیل هم حدود هشت دفتر خدماتی را تشکیل داد و در مجموع حدود 20 تا 22 شرکت خدماتی تأسیس شد که از همین طریق ورقهای فولادی را میگرفتند و در سراسر کشور توزیع میکردند. به طور کلی فلسفه اصلی آتیه فولاد نخست بحث معیشت بازنشستههای فولاد بود و دیگر اینکه ورقهایی که خواهناخواه نمیتوانستند مستقیما به بازار عرضه کنند را از این طریق به بازار و به تولیدکنندگان جزئی انتقال دهند. در سراسر کشور این اتفاق افتاد که ما این 12 شرکت را در کرمانشاه، هرمزگان، خرمآباد، اصفهان، تهران و نقاط مختلف داشتیم. این مرحله نخست هدف اصلی بود که انجام شد.
شرکتهای دیگر هم در رابطه با تأمین مواد اولیه فولاد در هلدینگ آتیه تأسیس شد؛ برای مثال آتیه معدن یا شرکتهای دیگری که در هرمزگان برای تولید آهک تأسیس شد و آنها هم میتوانند در حد خودشان مواد اولیه فولاد را تأمین کنند. وقتی میگوییم مواد اولیه به معنای آن مقدار زیادی که نیاز فولاد بود، نیست چراکه در آن مقطع بیشتر مواد اولیه فولاد مبارکه مثل سنگآهن را یا از خارج از کشور یا از طریق شرکتهای بزرگ معدنی در سطح کشور تأمین میکردند. وقتی که در 1397 به عنوان مدیر عامل وارد آتیه فولاد شدم، این فعالیتها را توسعه بیشتری دادم. همچنین مباحث بازرگانی را مدنظر قرار دادیم که پیرو آن در کشور عمان شرکتی تأسیس کردیم تا آن شرکت بتواند مواد اولیه فولاد را در سطح بیشتر و بهتر تأمین و یا بخشهایی در زمینه امور مالی شرکت و مباحث ارزی مورد نیاز فولاد را بر عهده بگیرد.
همچنین در کنارش امور تولیدی هم مدنظر قرار گرفت. شرکت پارتاک که تولید لولههای بدون درز را تأمین میکند، هم در دستور کار قرار گرفت همچنانکه به طرحهای بازرگانی و صنعتی دیگری نیز فکر میکردیم، اینکه بتوانیم در خود کارخانه فولاد مبارکه از مواد اولیه که تولید میکردند و بلامصرف بود، با بهرهگیری از شرکتهای دانشبنیان که در سطح کشور هستند، به موارد استفاده جدید و محصولات قابل استفادهای برسیم. مطالعات مفصل هم انجام شد. در کشور عمان باز به دنبال این بودیم که یکی دو کارخانه صنعتی بهعنوان پایگاهی برای صادرات ایجاد کنیم تا آهن و ورق استیل به آنجا برود و از آنجا صادر شود؛ حتی احداث یک کارخانه تولید ورق مطرح شد و در تمامی این موارد کشور عمان بسیار مشتاق بود اما اینها مباحثی است که جزء سیاستگذاریهای کلان در سطح وزارتخانه است و با تغییر در مدیریتها به هر حال انجام نگرفت.
در هر حال سعی کردیم در خود آتیه فولاد شرکت را توسعه دهیم و یکی از کارهایی که شد این بود که ما یک دفتر 70 متری که در ساختمان کوثر داشتیم و به هیچوجه کفاف جلسات خودمان را هم نمیداد را به فضایی بهتر منتقل کنیم. از این رو ما ساختمان فعلی در خیابان سعدی با 1200 متر زیربنا را که ساختمانی مسکونی بود را خریداری و بهسازی کردیم و تغییر کاربری دادیم. حدود 33 میلیارد هزینه صرف شد و اینک همان ساختمان بیش از 200 میلیارد تومان ارزش مالی یافته است که خود این سرمایهای کلان برای هلدینگ آتیه فولاد محسوب میشود.
همچنین تجهیزات کارخانه پارتاک را که ساخته زیمنس بود توسط شرکتی که در آلمان داریم از لهستان خریداری کردیم. این کارخانه در لهستان ایجاد شده بود ولی به دلایلی راهاندازی نشده بود؛ ما به نام عمان خریداری کردیم و از طریق عمان تجهیزات آن را با کشتی به ایران منتقل کردیم تا به مسئله تحریمها برنخوریم. چون اگر متوجه میشدند که این کارخانه از آلمان است، ممانعت صورت میگرفت. همچنین در منطقه کوهپایه زمین خیلی خوبی خریداری و آب و برقاش را هم پیشبینی کردیم و همه اینها آماده است. متاسفانه در بحثهای بعدی شنیدهام که آن پیشرفتی که مدنظر بود و بنا بود که در سال 1403 به بهرهبرداری برسد، هنوز محقق نشده و شاید یکی دو سال با تأخیر این اتفاق رخ دهد. امیدواریم که فولاد مبارکه با توجه به تمام اقدامات کارشناسی و پیشبینیهایی که در راستای ظرفیت مورد نیاز کشور وجود دارد که حدود 280 هزار تن نیاز سالانه به لولههای تولیدی چنین کارخانهای است، هر چه سریعتر این کارخانه را به مرحله بهرهبرداری برساند. این موضوع نه تنها برای فولاد مبارکه بلکه برای نیاز گازی کشور نیز حائز اهمیت است. البته در همان مقطع هم ما به دنبال خرید کارخانههای لوله بودیم و آن زمان برای خرید کارخانه کوثر تا مرحله قرارداد پیشرفتیم که خریداری شود منتها با تغییر مدیریت در فولاد یک مقداری با تأخیر مواجه شد اما به لطف خدا پیگیری کردند و هر دو کارخانه اسپیرال و کوثر خریداری شد. اینها برای آینده آتیه بسیار مفید است تا آینده بسیار خوبی در امور تولیدی شرکت نیز رقم بخورد.
زمانی که من آمدم سرمایه هلدینگ آتیه فولاد حدود 300 میلیارد تومان بود و بعد به 5600 میلیارد تومان رسید، الان به حمدالله با افزایش سرمایهای که در آتیه فولاد ایجاد شده پنج میلیارد و ششصد میلیون تومان سرمایه کار را شروع کردیم و روزی که من می آمدم سرمایه شرکت حدود دویست تا سیصد میلیارد بود و سودی که عاید شد در پایان سال 1400 هزار و صد میلیارد تومان سود هلدینگ بود که بعد از آن تلورانس داشته ؛ ولی شنیدم پایان سال افزایش سرمایه تا شش هزار و چهارصد میلیارد تومان رسید، یعنی با خرید این دو کارخانه لوله خواه ناخواه نیاز به سرمایه جدید بود که فولاد کمک کرد و با این افزایش سرمایه کارخانه خریداری شد تا بتوانند آن پولی که فولاد پرداخت کرده را از طریق آتیه پرداخت کنند ضمن اینکه بتوانند سرمایهای هم برای ادامه فعالیت همان پارتاک ایجاد کنند که هر چه سریعتر آن نیاز هم انجام شود.
از زمان مدیریت شما فولاد تاراز هم متحول شد؟
فولاد تاراز وقتی من آمدم، فعال بود منتها ظرفیتش به هیچ وجه به آن ظرفیت اسمی خودش نرسیده بود و نیاز بود که توسعه داده شود. ما دو کارخانه خریداری کردیم، یکی را با حداقل قیمت از چین خریداری کردیم که افزایش توسعه اسمی تاراز تا 480 هزار تن را صورت میداد و شنیدم که سال گذشته به بهرهبرداری رسیده و کارخانه دوم که بحث اسیدشویی است که آن هم نیاز تولید ورق گالوانیزه هست و همه اقداماتش انجام شده و الان در حال اتمام نصب است. به این ترتیب فولاد تاراز نیز به موقعیت خوبی رسیده است.
در سال 1399 هزار و صد میلیارد تومان فقط تاراز سود کرد که اینها نیاز به پیگیری و رفتوآمد داشت و ما از آن زمان توافقات خوبی با فولاد مبارکه برای آن ورق اولیه که مورد نیاز گالوانیزه بود داشتیم همچنین در زمینه حقالعمل کاری آنچه برای فولاد انجام میدادیم و ... نتایج خوبی به دست آمد.
آینده آتیه فولاد را چطور میبینید؟
به طور کلی من آینده بسیار خوبی برای آتیه فولاد پیشبینی میکنم مشروط بر اینکه ما در هر حال بدانیم که داریم برای بازنشستهها کار می کنیم. الان افزایش سرمایه داشتهایم و بیشترین سرمایه در آتیه را فولاد مبارکه دارد (حدود 54 درصد) و این از یک نظر حسن است که ارتباط و هماهنگی با فولاد مبارکه بیشتر میشود و وقتی فولاد مبارکه میببیند که پولش در آتیه فولاد است، کمک بیشتری میکند اما از طرف دیگر ممکن است آن روحیه که در فولاد مبارکه حاکم است مبنی بر اینکه این شرکتها را در قیاس با خودش بسنجد و در ادامه توجه کمتری به آتیه داشته باشد و یا بازنشستهها رفته رفته از ذهنها خارج شوند ممکن است مسئلهساز شود. به هر حال باید بدانیم که هر کاری میکنیم حرف اول و آخر باید مردم و بهخصوص بازنشستهها باشند چون میدانید که امروز چقدر در کشور بازنشستهها در گرفتاری هستند. بازنشستهها مخارجی چندین برابر جوانان دارند و شاهدیم که در سطح کشور هم همیشه این بحثها و چالشها وجود دارد. امیدوارم فولاد مبارکه این موضوع را مدنظر خود قرار دهد و بداند که آینده فولاد انعکاس توجهی است که به آتیه فولاد و بازنشستهها دارد. هر چه به بازنشستهها توجه بیشتری شود، آیندهای روشن در ذهن کارمندان فعلی خلق میکند و اگر آنان بدانند که یک روز بازنشستگی خوبی دارند، امروز هم بهتر برای فولاد مبارکه کار میکنند. امیدوارم این مهم همواره مدنظر مسئولین فولاد مبارکه قرار داشته باشد و همان طور که در مسیر توسعه کشور و تأسیس نیروگاه و انتقال آب و پروژههای بزرگ اینچنین حرکت میکنند، واقف باشد که در این بحث هم باید کار بزرگی انجام دهد. در پایان امیدوارم مدیران جدید که با تفکر و بینش نو وارد این مجموعه میشوند، نگاهی دلسوزانه به بازنشستهها و دغدغههای آنان داشته باشند.